توضیحاتی درباره انگشتری معصومین:
قالَ صلى اللّه عليه و آله: بِالعَقيقِ الأَحمَرِ، فَإِنَّه أَوَّلُ جَبَلِ أَقَرَّ للّهِ عَزَّوَجَلَّ بِالوَحدانيَّةِ، وَلي بِالنُّبوَّةِ، وَلَكَ بِالوَصيَّةِ، وَلِوُلدِكَ بِالإِمامَةِ، وَلِشيعَتِكَ بِالجَنَّةِ، وَلِأَعدائِكَ بِالنَّارِ.[1] پیامبر می فرمود: « انگشتر عقیق سرخ دست کنید چرا که نخستین کوهی که به وحدانیت خداوند و نبوت من و ولایت علی و اولادش و به بهشتی بودن شیعیان علی و جهنمی بودن دشمنان علی ، شهادت داد کوه عقیق بود. جعدة بن هبيرة، قال: نهاني رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و سلم أن أتختم بالذهب .[2] خواهر زاده حضرت علی یعنی جعده پسر ام هانی می گفت : « پیامبر به ما می فرمود انگشتر طلا دست نکنید.
اما آنچه کتب اهل سنت درباره نقش انگشتر امام علی نوشته اند هم جالب است. و كان نقش خاتم على رضى اللَّه عنه: اللَّه الملك الحق المبين. و قيل: الملك للَّه الواحد القهار. و قيل:
اللَّه الملك و عليّ عبده.
و خاتم ابنه الحسن: اللَّه أكبر و به استعنت. و قيل: العزة للَّه. و قيل: لا إله إلا هو الحي القيوم الملك الحق المبين.
و خاتم أخوه الحسين: إن اللَّه بالغ أمره‏ [3]
بدین ترتیب می بینیم که تفاوت زیادی بین نقل های شیعیان و اهل سنت درباره نقش انگشتری ائمه سه گانه ما نیست. در روایاتی آمده است: معن بن عيسى از ابان بن قطن، از محمد بن عبد الرحمن بن ابى ليلى نقل مى‏كند على (ع) انگشترش را در دست چپش مى‏كرد.
ابو بكر بن عبد اللَّه بن ابى اويس از سليمان بن بلال، از جعفر بن محمد بن على (ع)، از پدرش نقل مى‏كند على (ع) در دست چپ خود انگشتر مى‏كرد.
نکته جالب آنکه، عمرو بن عاصم كلابى از معتمر، از پدرش، از ابو اسحاق شيبانى نقل مى‏كند كه مى‏گفته است نقش انگشترى على بن ابى طالب (ع) را در صلح با اهل شام ديدم كه «محمد رسول اللَّه» بود.
اما روایتی دیگر از اهل سنت نقش انگشتر امام علی را بدین گونه بیان می کند: حسن بن موسى اشيب و عمرو بن خالد مصرى از زهير، از جابر جعفى، از محمد بن على (ع) نقل مى ‏كند نقش انگشترى على (ع) «اللَّه الملك» بوده است.[4] نکته خواندنی تر اینکه انگشتری حضرت آدم در روایات آمده که نقش انگشتری اش بدین قرار بوده است: جعل نقش خاتمه [ حضرت آدم ]«محمد رسول اللّه و علي أمير المؤمنين»[5].

[1] -حکمت نامه پیامبر ج 14 ص 484.

[2] - الاصابه ، ج 1 ص 629 .

[3] - امتاع الاسماع، ج7 ص 42

[4] - ترجمه طبقات ا لکبری ج 3 ص 23

[5]- الموسوعة الكبرى عن فاطمة الزهراء سلام الله عليها ،ج‏1،ص:241